بالگرد
وسيله نقليه موتوري تازه اي است كه كار آن و خدماتي كه مي تواند انجام دهد از تمام وسائط نقليه ديگر اعم از زميني و هوائي و دريايي دلچسب تر است . اين ماشين مي تواند عمودي بالا برود و پاين بيايد و به پهلوي راست يا چپ و هم به جلو با هر سرعتي كه راننده ميل دارد در حدود قدرت موتور خود پرواز كند و حتي قادر است در فضا به عقب حركت نمايد .
هليكوپتر مي تواند در فضاي كوچكي كه تنها كمي بزرگتر از شعاع پروانه هاي آن باشد پائين آيد و در همانجا دوباره پرواز كند ، گاراژ آن ممكن است روي پشت بام اسفالتي باشد و از همانجا بلند شود و به جاي خود برگردد.
هليكوپتر در واقع در سلسله وسائط حمل و نقل شكاف بين وسائل نقليه سطح زمين و دريا را با وسائل نقليه هوائي يعني هواپيما پر كرده و حد وسطي است بين وسائط نقليه هوائي و زميني و مي تواند خود را با هر نوع شرايط مربوط به حمل و نقل از لحاظ سرعت و سمت حركت و غيره وفق دهد .
هليكوپتر قدرت خود را از پروانه ها يا بالهاي دوار كسب مي كند كه هم سبب بلند شدن آن از زمين و هم باعث حركت آن به سمتي كه رهبري مي شود ، مي گردد .
اين وسيله مي تواند با اطمينان و بدون خطر و بدون به كار بردن قوه يعني در حال خاموشي موتور به واسطه همان حركت اتوماتيك تيغه ها آهسته به زمين فرود آيد و قابليت نشستن در يك زمين كوچك در مقام مقايسه با تمام وسائط نقليه مزيتي خاص به آن بخشيده است . ضمناً وظايف هليكوپتر را ساير وسائط نقليه نمي توانند انجام دهند . كارهاي هليكوپتر مثل ساير وسائط نقليه محدود به خطوط زميني يا هوائي نيست بلكه بالاي سر وسائل موتوري زميني و زير پاي وسائط نقليه هوائي نيز فعاليت مي كند .
تاريخچه
طرح اصلي ساخت هليکوپتر را براي اولين با چيني ها در 400 سال بعد از ميلاد براي ساخت اسباب بازي هاي فرزندانشان به کار بردند. لئوناردو داوينچي و يک روسي به نام ميخائيل لومونوسوف نيز از کساني بودند که طرح هايي از هليکوپتر را ارائه دادند ولي نتوانستند از حرکت بخش اصلي بدنه به دور خود جلوگيري کنند. کلمه هليکوپتر اولين بار در سال 1861 توسط يک دانشمند فرانسوي که اولين مدل کوچک با موتور بخار را ساخت، مورد استفاده قرار گرفت همچنين اولين مدل موتور الکتريکي را توماس اديسون اختراع کرد.
اولين پرواز موفقيت آميز نيز در سال 1907 در فرانسه البته توسط يک ماکت کوچک انجام شد که در اين پرواز، هليکوپتر مدل به مدت 20 ثانيه در ارتفاع 30 سانتيمتري سطح زمين معلق ماند.
در دهه 40 و همزمان با پيشرفت در ساخت موتورهاي هم محور(موتورهايي که در آن نيروي پيشران و پسران هر دو ملخ توسط يک موتور توليد مي شود) اولين هليکوپتر براي استفاده هاي نظامي ساخته شد و اولين پرواز آن در سال 1942 در آمريکا با موفقيت صورت گرفت که آنرا دو خلبان تا ارتفاع 1کيلومتري زمين در مدت 1 دقيقه بالا بردند.

تفاوت هليكوپتر با هواپيما :
1) هواپيما به واسطه بال هاي ثابت و قدرت تحرك به جلو كه از پروانه يا موتور جت كسب مي شود به پرواز در مي آيد . هليكوپتر بلند شدن خود را مديون تيغه هاي گردنده افقي بالاي اطاق است .
2) هواپيما براي اينكه در هوا بماند و سقوط نكند بايد هميشه سرعتي رو به جلو داشتع باشد . اما هليكوپتر محتاج به اين سرعت نيست و مي تواند در هوا بايستد .
3) هواپيما به نسبت بزرگي خود براي پرواز ميدان بزرگ مي خواهد و مانعي هم نبايد در سر راهش باشد . هليكوپتر محتاج به ميدان پرواز نيست مانعي هم سر راه خود ندارد چون عمودي بلند مي شود .
4) هواپيما هنگام طوفان و خطر و تاريكي هوا ميدان وسيعي لازم دارد و بايد به طبقات بالاتر پرواز كند و احياناً به خطر مي افتد . اما هليكوپتر هنگام خطر پائين تر آمده در زير طبقات ابر و طوفان به حركت خود ادامه مي دهد و در حال خاموشي به سهولت به زمين مي نشيد .
هليكوپتر چگونه پرواز مي كند ؟
به طور کلي کنترل اين وسيله بوسيله تغيير زاويه تيغه هاي اصلي آن انجام مي شود به طوريکه براي پرواز به بالا تيغه هاي اصلي را طوري مايل مي كند كه هوا را به طرف پائين مي راند و هليكوپتر را بالا مي برد .
براي پائين آمدن عمودي پروانه ها را طوري مايل مي كند كه هوا را به طرف بالا رانده و هليكوپتر را پائين مي آورد .
براي به جلو راندن هليكوپتر تمام پروانه را قدري به طرف جلو تمايل مي دهد .
هرگاه سرعت پروانه دم هليكوپتر را كم و زياد كنند بدور خود مي چرخد زيرا اين عضو است که باعث سکون هليکوپتر مي شود و اگر اين عضو نبود و فقط تيغه اصلي وجود داشت هليکوپتر به دور خودمي چرخيد.
مايل كردن دستگاه پروانه به طرف راست يا چپ هليكوپتر را به پهلو ، راست و چپ حركت مي دهد .
تركيب سرعت مناسب موتور با زاويه مناسب پروانه ها سبب توقف هليكوپتر در هوا مي شود .
خدماتي كه هليكوپتر انجام مي دهد :
بعلت کاراکترهاي پروازي بي رقيب هليکوپترها، اين وسيله کاربردهاي گسترده اي دارد که از جمله آنها مي توان موارد زير را نام برد:
مسافربري هوائي، حمل پست و كالا هاي بازرگاني .
كمك به پليس هنگام بروز حوادث و کنترل ترافيک و کمک به آتش نشاني براي خاموش کردن آتش.
حمل و نقل و نشر روزنامه و مجله .
نقشه برداري و مساحي از اراضي و باغ ها و ساختمان ها .
خدمات پزشکي در زمان بروز اتفاقات ناگوار.
جابجايي وسايل سنگين وزن مانند سازه هاي ساختماني و راديويي، که به اين نوع هليکوپترها در اصطلاح Aerial cranes گفته مي شود.

مورد استفاده ديگر هليکوپترها در جنگ است همچنين اين ماشين ها در صنعت توريسم نيز استفاده فراواني دارند.
اين مرغ خوش پرواز از قرن ها پيش ايده ال مخترعين و ساير افراد بشر بوده و امروز نه تنها خدمات مختلفي انجام مي دهد بلكه براي حمل و نقل بازرگاني نيز كار برد دارد . هليكوپتر هم در جنگ هم در صلح آينده نقش درخشان تري خواهد داشت و روز به روز بيشتر جاي خود را در ميان وسائط حمل و نقل مي كند .
منبع:تبیان
بسم الله الرحمن الرحيم
صادق عزيز؛
شب سهشنبهاي است که تصور ميرود، فرداي آن ما را ترک کرده به سوي آلمان، يعني کشوري که تا حد زيادي فعاليت در آن در سرنوشت تو مؤثر است، بشتابي. حالت فعلي ما را که مشاهده ميکني: شبي است و نيمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نيمه گذشت، ميزي، چراغي، اجتماعي و سيگار همايي!
تصور ميکني که اين منظره، اين صدا و اين حالت، با گذشت امشب محو ميشود؟ ابدا! خود اين ضبط صوت بهترين سند و گوياترين شاهد براي ابدي بودن موجودات در اين جهان است. صداي من را اين ضبط صوت در خود ثبت ميکند و به همراه تو، و در شبهاي تو، و در روزهاي تو، به گوش تو فرو ميخواند. جهان ما ضبط صوت بزرگي است که صداي ما، و هر کلمهاي که از ما صادر ميشود، را ثبت ميکند. هر حالتي که از ما به وقوع بپيوندد ضبط ميکند، و هر عملي که از ما صادر شود، در خود نگه ميدارد.
در قرآن به اين آيه بر ميخوريم: «و ما تکون في شأن و ما تتلوا منه من قرآن و لا نعملون من عمل الا کنا عليکم شهودا»[1].
همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهي، يعني اين ضبط صوت بزرگي که همه چيز را در خود ضبط ميکند، مسجل و يادداشت ميشود. همه چيز محفوظ ميماند تا روز حساب.
مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قيامت است و جزاي الهي! مقصود حساب زندگي نيز هست. تصور کنيم که دو نفر راهي را ميپيمايند. اولي قدمي بر ميدارد و قدمي ميگذارد؛ گاهي ميخوابد و گاهي باز ميگردد؛ گاهي چرت ميزند و گاهي آرام ميرود. ديگري ساعات خود را هدر نميدهد و به سوي هدف خود ميشتابد. بديهي است که دومي زودتر به مقصد ميرسد و اولي يا به هدف نميرسد و يا ديرتر! آيا ميتوان شک کرد ساعاتي که بر اين دو گذشته، و حالاتي که اين دو در اين ساعات داشتهاند، در سرنوشت آنها بيتاثير است؟ چگونه ميتوان فرض کرد گامي را که يکي از اين دو تن در آن لحظه برداشتهاند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بياثر بوده است؟
به طور کلي آنچه از ما صادر ميشود، آنچه مي گوييم و آنچه مي شنويم، مجسم و متبلور شده، و به صورت جزاي اعمال در اين جهان و آن جهان بدست ما داده مي شود.
آن روز است که به تعبير قرآن مي گوييم: «ما لهذا الکتاب لا يغادر صغيره و لا کبيره الا احصاها»[2].
امتحانات خود نمونه زنده اي از حساب الهي است. و همچنين شاهد صدقي بر نتيجه اعمال ما در سعادت زندگي ماست.تصور مي کنم که دقت در اين بحث اگر با اقتناع توأم باشد، و اگر طغيان و عنفوان جواني بر اين تفکر پرده اي نيندازد، با کمال وضوح مي بينيم، سفري را که با اين رنج براي تو فراهم شده است، ايامي را که با نهايت تلخي بر خويشان تو مي گذرد، بسيار گرانبهاتر است از آنکه به هدر رود، و يا در ترسيم آينده تو بي تأثير باشد.
فکر مي کنم که اگر ممکن بود کسي تمام عمر را به تلاش و فعاليت، و به قدم برداشتن در راه حق و خير و صلاح صرف نمايد، حتما جز اين شيوه عقل و آيين منطق نبود. ولي چه بايد کرد که انسان خسته ميشود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولي به قدري که نمکي در طعام باشد، نه آنقدر که غذا را شور کند! و نه آنقدر که هدف از زندگي انس و تفريح باشد، و درس چون آبي و چون صورتي و ماسکي بر زندگي انسان قرار گيرد.
درباره رعايت مسائل ديني، تصور مي کنم همين مقدمه اي گفتم کافي باشد. مطالعه و رعايت صلاح ابدي همان قدر مهم است که رعايت صلاح و سعادت آينده زندگي. و چه بسا سعادت ابدي بسيار پر اهميت تر از سعادت 50 سال يا 40 سال زندگي به حساب آيد. هر چند که اين دو مصلحت با يکديگر تفاوتي ندارند. در دين اسلام دنيا و آخرت يک مفهوم و يک واحد را تشکيل مي دهند. در قرآن کريم به اين موضوع چنين اشاره شده است: «من عمل صالحاً من ذکر و انثي و هو مومن ملنحييه حياه طيبه و لنجزينهم اجرهم احسن ما کانوا يعملون [3]. آنانکه رفتار نيک و ايمان به خدا دارند، زندگي گوارا و جزاي آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنيا و اخرت در نظر اسلام از هم جدا نيست. راه صحيح راهي است که سعادت آينده انسان و سعادت ابدي او را در آن واحد، تحصيل کند. بسيار آسان است که انسان راهي را که مي رود، با قصد صالح به جاي آورد. همانطور که روزي مي گفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفي در وجود خود دارد. اگر بتواند راهي را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضاء شود، آن راه موفقيت آميزتر است. چه با نيروي بيشتر و متمرکزتري به سوي هدف مي شتابد. طبيعي است که اگر از درس خواندن، کار کردن، مدرسه رفتن و حتي از خانه دار شدن و اداري بودن قصد صالح داشته باشيم، همه اين کارها را مي توانيم در سلک عبادت قرار دهيم.عبادت به نماز و روزه منحصر نيست. پيغمبر اسلام به ابي ذر که يکي از نزديک ترين صحابه اوست مي گويد: «حتي در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش». آري؛ خواب و خوراک از لوازم زندگي انسان است. سبب تأمين نيرو براي انسان مي شود و موجب مي گردد که انسان بتواند با نشاط بيشتري در راه خير، در راه صلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکي که با قصد قربت و با تصميم بر کار نيک انجام گيرد، عبادت است. سفر کردن براي تحصيل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد، و اگر به قصد حفظ حيثيت انسان و تأمين آسايش همنوعان صورت گيرد، جهاد در راه خدا محسوب ميشود. آنگاه اين قصد سبب مي گردد که انسان در اين راه با دقت بيشتري قدم بردارد. چه بسا وجود اين قصد انسان را محدود مي کند، ولي راه موفقيت آميز تر و نتيجه بخش تر است. درآيه ديگر مي خوانيم: «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم»[4]. دعوت پيغمبر را سبب زندگي شمرده است. با کمال تاسف متدينيين امروز معتقدند که دين فقط براي مرگ است. به اين سبب، جوانان که تصور مي کنند دين با راه زندگي، با کار و کوشش، و با تلاش براي تأمين آينده هماهنگي ندارد، از دين اعراض مي کنند. در حاليکه به طور مسلم مي توان گفت، اسلام و يا هر دين خدايي، هيچ يک از غرائز اصلي و احتياجات ضروري انسان را منع نکرده است! از خوردن و آشاميدن جلوگيري نکرده است. بلکه گفته است، راه صحيح را براي خوردن و آشاميدن انتخاب کنيد! تجاوز نکنيد! افراط در خوردن نکنيد! عينا همان ترتيب را در غريزه جنسي انسان مشاهده مي کنيم. به هيچ وجه از اين غريزه منع نشده است. در اسلام جلوگيري از اين غريزه، و ساير غريزه هاي زندگي انساني، رهبانيت ناميده شده و گفته شده است: «لا رهبانيه في الاسلام». ليکن از تجاوز به ناموس غير و از افراط در اين امر منع شده است. اين غريزه نيز مانند خوردن و آشاميدن است. بهره بردن از زيباييهاي زندگي، و بهره بردن از نعمتهاي الهي، به طور معقول و منطقي نه تنها بي اشکال است، بلکه در بسياري از آثار وارد از اهل بيت ديده ميشود که مرغوب و محبوب خداوند است. پس مي توان راهي را رفت که بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد، افکار انسان آرامش يابد، و در عين حال خويشان انسان خوشنود باشند. چه امتيازي مي شود داد به کسانيکه يک قسمت بزرگ از وجود خود، يعني فطرت خداجويي را کنار گزارند، و يا غرق در شهوات شوند، و يا از حريم اجتماع و زندگي اجتماعي کناره گيرند؟درس بايد خواند؛ مرد اجتماع بايد بود؛ در عين حال مرد ديندار هم مي توان بود! همه اينها با هم جمع مي شوند. بلکه همه اينها يک راه است. آرامشي که در نتيجه نماز، و رضايتي در نتيجه روزه، براي انسان حاصل مي آيد، نه تنها زحمت مختصري که در راه به پا داشتن اين عبادات مي کشد را جبران مي کند، بلکه آرامش، آسايس و نوري در قلب انسان پديد مي آورد، که توفيق وي را در هدفهاي تحصيلي او نيز تامين مي کند. تصور مي کنم که با کمال وضوح مي توان دريافت، که عبادات با تمرين، بسيار آسان مي شود. انساني که خاشع بود، با کمال سهولت به عبادات مختصري که از طرف خداوند بزرگ به او تکليف شده است، گردن مي نهد.آنچه مي توانم بر مطالب گذشته خود بيفزايم اين است، که هرگاه اشکالي در يکي از بحثهاي ديني بر تو و يا براي يکي از دوستانت پيش آمد، با نهايت خوشوقتي آمده جواب دادن به آنها هستم. اصولا اين قسمت از مکاتبات را از بهترين وظايف خود مي دانم. تو خود مي داني که در هفته متجاوز از 7 ساعت در مدارس اينجا و بيروت با جوانان سر و کله مي زنم. به آنها گفته ام که در سالن را مي بنديم، و دهانها را مي گشاييم. آنچه مي توانيد سؤال کنيد. و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم. به نظر من، سعي در اصلاح جوانها بسيار ارزشمندتر از سعي در اصلاح بزرگسالان است. چه آنها با عبادت خوي گرفته اند. و چه از آنها اميدي براي ساختمان مستقبل (آينده) نيست. آينده ما به دست تو و امثال تو از جوانهاست. اميدواريم که از تنگ نظري قديميان، و از تندروي امروزيان، که نتيجه و عکس العمل آن افراط بوده است، بر حذر باشيد. اميدواريم که دنيايي که نسل شما مي سازد، دنيايي آزاد و آباد و آسوده باشد. دنيايي باشد که در آن عدل و حق و خير، همراه ايمان و علم ديده شود. دنيايي که ما بتوانيم ايام پيري خود را با کمال راحتي و آسايش در آن بگذرانيم، و اميدوار باشيم که فرزندانمان آينده اي سعادتمند دارند.تو را به خدا مي سپارم، و با اين جمله از تو خداحافظي مي کنم: اميدوارم که هميشه خوش و موفق باشي، و ما را فراموش نکني! اين آيه را به وسيله اين نوار در گوش تو مي خوانم: «ان الذي فرض عليک القرآن لرادک الي معاد» [5] و الله خير حافظا و هو ارحم الراحمين. اين آيه خطاب به پيغمبر است و او را بشارت مي دهد، خدايي که قرآن را بر تو نازل و واجب کرده است، به طور حتم تو را به سرانجام مقصود مي رساند. او بهترين پناهنده و مهربانترين مهربانان است.آري؛ راهي که پيغمبر مي رود، راهي که در راه حق و خير و عدل باشد، قدمهايي که با تدبير و با علم توأم باشند، حتما به سرانجام خواهند رسيد. اين آيه براي ما تفألي است از وضع أينده تو؛ خداحافظ و نگهدار تو!
رمضان ماه دعا روز و شب است
رمضان ماه غم و درد و تب است
روزه میگیرم و در حسرت آن لعل لبت
آری افطار رطب مستحب است
ماه رمضان.. به حق ، مقابل روزه
در ماه خدا تو را چه حاصل روزه
تنها به نـــــــــــخوردن و نیاشامیدن
هرگز نبوَد تمام و کــــــــــا مل روزه
مقبول حـــــــــریم حق نگردد سعیت
وقتی نگرفته بـــــــاشی از دل روزه
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آري افطار ِ ُرطب در رمضان مستحب است
روز ِ ماه ِ رمضان زلف ميفشان كه فقيه
بخورد روزهً خود را به گماني كه شب است
زير ِ لب وقت ِ نوشتن همه كَس نقطه نهد
اين عجب نقطهً خال ِ تو به بالاي لب است
يارب اين نقطهً لب را كه به بالا بنهاد
نقطه هرجا غلط افتاد چشيدن ادب است
منعم از عشق كُند زاهد و آگه نبود
شهرت عشق ِ من از ملك ِ عجم تا عرب است
عشق آن است كه از روي ِ حقيقت باشد
هر كه را عشق مَجازي است ، حمال الحطب است
گر صبوحي به وصال ِ رُخ ِ جانان جان داد
سودن ِ چهره به خاك ِ سر ِ كويش ادب است
به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی
ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی
ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟
پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی
ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست
چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی!
ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز
تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی
ماه نو! در پی تفسیر نویی از رمضانم
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی
رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست
نه تو را نان حلالی - نه مرا آب حرامی
در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم
آه - آیینه در آیینه - عجب حسن ختامی
ماه صیام در فضا دوباره نور می دهد طلوع ماه مرحمت بما سرور می دهد
ساقی بزم مغفرت گرفته جام مرحمت به تشنه گان رحمتش مِیِ طهور می دهد
تا به ضیافت خدا روی نهی بیا بیا که حق به بندگان خود فیض حضور می دهد
تا به بهشت پا نهی دست تو را بگیرد او تا ز صراط بگذری برگ عبور می دهد
دعا ز پای مؤمنین بند گناه بگسلد خدا بدست متقین برات نور می دهد
بر لب ما دعای ما ظهور مهدی است و بس خوشا شبی که حق بر او اذن ظهور می دهد.
با توجه به ساعات طولانی گرسنگی در روز ، باید غذاهایی را مصرف کنیم که به کندی و دیر هضم می شوند مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد . غذاهای دیرهضم معمولاً 8 ساعت در دستگاه گوارش می مانند، در حالیکه غذاهای زود هضم فقط3 تا4 ساعت در معده باقی می مانند و فرد خیلی زود احساس گرسنگی خواهد کرد.
غذاهای دیر هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبیا ، عدس ، آرد سبوس دار ، برنج با پوست و غیره ( که کربوهیدرات های پیچیده نامیده می شوند ) .
غذاهای زود هضم عبارتند از : غذاهایی که حاوی قند ، آرد سفید و غیره هستند ( که به این گروه کربوهیدرات های تصفیه شده گفته می شود ).
غذاهای حاوی فیبر غذایی عبارتند از : غذاهای حاوی سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، انواع سبزی ها مانند لوبیای سبز ، نخود ، ذرت ، اسفناج ، برگ چغندر ، میوه های با پوست ، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجیر ، آلو خشک ، بادام و غیره .
غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه گروه های غذایی مثل میوه، سبزیجات ،گوشت و مرغ و ماهی ، نان و غلات و گروه شیر و لبنیات باید در برنامه غذایی ما وجود داشته باشد .
غذاهای سرخ شده باید به مقدار کم مصرف شوند، زیرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن مناسب می شوند .
1 - غذاهای سرخ کردنی و چرب
2- غذاهای حاوی قند زیاد
3 - خوردن غذای زیاد بخصوص هنگام سحر
4 - خوردن چای زیاد هنگام سحر. چای باعث افزایش ادرار شده و از این طریق نمک های معدنی که در طول روز بدن به آنها نیاز دارد، دفع می شوند .
5 - سیگار : اگر شما نمی توانید کشیدن سیگار را یک دفعه قطع کنید از هفته های قبل از ماه رمضان مصرف آن را به تدریج کاهش دهید.
1 - مصرف کربوهیدرات های مرکب در سحر که مدت طولانی تری هضم می شوند و باعث می شوند که کمتر گرسنه شوید .
2- حلیم یک منبع عالی پروتئین بوده و از غذاهائی است که دیر هضم می شود .
3 - خرما منبع عالی قند ، فیبر ، کربوهیدرات ، پتاسیم و منیزیم می باشد .
4 - مغز بادام غنی از املاح خصوصا کلسیم و فیبر می باشد .
5 - موز منبع غنی پتاسیم ، منیزیم و کربوهیدرات می باشد .
6- مصرف زیاد آب یا آب میوه در فاصله بین افطار و زمان خواب باعث تأمین آب مورد نیاز بدن می شود .
یبوست می تواند باعث ایجاد بواسیر ، شقاق های دردناک مقعد و سوء هاضمه به همراه نفخ شود .
علل : مصرف کربوهیدرات های تصفیه شده ، مصرف کم آب و فیبر غذایی.
درمان : مصرف کم کربوهیدرات های تصفیه شده ، افزایش مصرف آب ، استفاده از سبوس در پخت نان ها ، استفاده از آردهای قهوه ای و سبوس دار
علل : پرخوری ، مصرف زیاد غذاهای چرب و سرخ شده ، غذاهای تند و ادویه دار، غذاهایی که ایجاد نفخ می کنند مثل تخم مرغ ، کلم ، لوبیا، عدس و نوشابه های گازدار
درمان : پرخوری نکنید ، آب میوه یا آب بنوشید . از غذاهای سرخ کردنی اجتناب کنید .
علائم : افزایش تعریق ، ضعف ، خستگی ، کم شدن انرژی ، سرگیجه بخصوص هنگام برخاستن ، ظاهر رنگ پریده و احساس افتادن که این علائم بیشتر هنگام بعد از ظهر اتفاق می افتند .
علل : مصرف کم مایعات و کاهش مصرف نمک
درمان :به مکان های گرم نروید . مصرف نمک و مایعات را افزایش دهید .
توجه : افت فشار خون باید با گرفتن فشار خون در هنگام بروز علائم تأیید شود . افراد دارای فشار خون بالا ممکن است در طول ماه رمضان نیاز به تنظیم مجدد داروهای خود توسط پزشک داشته باشند .
علل : عدم مصرف کافئین و تنباکو ،انجام کار زیاد در طول روز ، کم خوابی ، گرسنگی که معمولاً در طول روز بیشتر شده و در انتهای روز بدتر می شود . سردرد وقتی با افت فشار خون همراه شود، می تواند منجر به سردرد شدید و حالت تهوع قبل از افطار شود .
درمان : در طول یک تا دو هفته قبل از ماه رمضان به تدریج مصرف کافئین و تنباکو را قطع کنید . چای سبز و بدون کافئین ممکن است جایگزین خوبی باشد . همچنین برنامه خود را در طول ماه رمضان طوری ترتیب دهید تا خواب کافی داشته باشید .
علائم : ضعف ، سرگیجه ، خستگی ،کاهش تمرکز ، تعریق زیاد ، لرزش بدن ، عدم توانائی برای انجام فعالیت های بدنی ، سردرد و تپش قلب.
علل در افراد غیر دیابتی : مصرف زیاد قند مثل کربوهیدرات های تصفیه شده مخصوصاً در هنگام سحر باعث می شود که بدن مقدار زیادی انسولین تولید کرده و باعث افت قند خون شود .
درمان : خوردن غذا هنگام سحر و کاهش مصرف نوشیدنی ها و غذاهای حاوی قند .
توجه : افراد دیابتی ممکن است به تنظیم مجدد داروهای خود در ماه رمضان احتیاج داشته باشند و باید با پزشک خود مشورت کنند .
علل : مصرف کم غذاهای حاوی کلسیم ، پتاسیم و منیزیم
درمان : خوردن غذاهای غنی از املاح بالا مثل : سبزیجات ، میوه جات ، شیر و لبنیات ، گوشت و خرما
توجه : افراد دارای فشار خون بالا که تحت درمان هستند و افراد دچار سنگ کلیه ، باید با پزشک خود مشورت کنند .
افزایش سطح اسید در معده خالی در ماه رمضان باعث تشدید زخم و التهاب معده می شود که به صورت احساس سوزش در ناحیه معده و زیر دنده ها ظاهر شده و می تواند بطرف حلق گسترش یابد . غذاهای تند ، قهوه و نوشابه های سیاه این حالت را بدتر می کنند .
درمان های پزشکی برای کنترل سطح اسید معده وجود دارند وافراد مبتلا، قبل از روزه گرفتن باید با پزشک خود مشورت کنند .
سنگ کلیه ممکن است در افرادی که به مقدار کم آب می نوشند ایجاد شود . بنابراین مصرف زیاد مایعات برای جلوگیری از تشکیل سنگ ضروری می باشد .
علل : در طول ماه رمضان که نمازهای بیشتری خوانده می شود، فشار روی مفاصل زانو افزایش می یابد . در افراد مسن و یا افراد دچار التهاب مفاصل این مسئله باعث درد ، سفتی ، تورم و احساس ناراحتی می شود.
درمان : وزن را کم کنید تا زانوها مجبور نباشند وزن زیادی را تحمل کنند . قبل از ماه رمضان اندام تحتانی را ورزش دهید تا برای فشار اضافی وارده، آماده باشند . آمادگی بدنی باعث می شود تا نماز راحت تر خوانده شود .
منبع : WWW.CRESCENTLIFE.COM
کارشناس تغذیه تبیان
در غیاث اللغات در توصیف ماه مبارک رمضان آمده است: ماه نهم از ماه های قمری بین شعبان و شوال و رمضان سنگ گرم است و از سنگ گرم پای روندگان می سوزد و شاید که به وقت وضع این اسم ماه صیام در شدت گرما باشد و یا ماخوذ است از " رمض " که به معنی سوختن است.
به گزارش مهر، ماه صیام گناهان را می سوزاند و معنی " رمض " سوخته شدن پای از گرمی زمین است، چون ماه صیام موجب سوختگی و تکلیف نفس است.
ماه رمضان المبارک که به " شهر الله " نیز معروف است، از این نظرها که تنها ماهی است که نام آن در قرآن کریم ذکر شده است، از فضیلتی بس والا برخوردار است: شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن (قرآن کریم - سوره بقره - آیه 182)
نزول قرآن مجید در این ماه و شب لیله القدر و ماه روزه داری سلوک روحی مسلمانان و...از دیگر ویژگیهای ارزنده این ماه مبارک است.
درباره ماه مبارک رمضان احادیث و روایات بسیاری به ما رسیده است و کتابهای فراوانی نیز در فضایل این ماه به رشته تحریر در آمده است. لیکن در این مجال از زاویه ای دیگر به این ماه مبارک خواهیم نگریست که جهانی دیگر است و از حلاوتی دیگر برخوردار و آن همانا انعکاس این ماه شریف در آینه زلال ادبیات است که تجلی گاه عالیترین جلوه های فرهنگ و معارف اسلامی است.
نخستین نکته در این باب این که به تحقیق در ادبیات هیچ یک از ملل جهان ماهی تا به این اندازه در قلمرو ادبیات وارد نشده و مورد ارادت و ستایش سخن سرایان و ادبا قرار نگرفته است.
در " ادبیات فارسی " همواره ماه رمضان و ماه محرم الحرام مورد توجه سخنوران چیره دست، خصوصا شاعران شیعی مذهب قرار داشته است. اگر ماه محرم به خاطر حماسه بزرگ عاشورای حسینی نظر شاعران متعهد و ستم خیز را که عاشقانه به ساحت مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) عشق می ورزند را برانگیخته، ماه رمضان با آمیزه ای بسیار متنوع، همواره نظر سخن سرایان را به خویش جلب نموده است.
از آنجا که در گستره ادب پارسی از ماه مبارک رمضان سخن بسیار گفته شده است، پس به اجمال از هر شاعری به بیتی در این مضمون اکتفا خواهیم کرد و به استقبال " رمضان " خواهیم شتافت و این که این ماه در ذهن شاعران خیالپرداز ومومن چگونه نقش بسته است:
شاه نعمت الله ولی:
رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت...
حکیم خاقانی شروانی:
جاهش ز دهر چون مه عید از صف بخوم
ذاتش زخلق چون شب قدر از مه صیام
سوزنی سمر قندی:
گر در مه صیام شود خوانده این مدیح
بر تو بخیر باد مدیح و مه صیام
نزاری قهستانی:
خجسته باد و مبارک قدوم ماه صیام
براولیا و احبای شهریار انام
عباس خوش عمل:
رمضانا تو بهترین ماهی
چون که ماه ضیافت اللهی
خوش عمل هر که بود در رمضان
ترک منکر نمود در رمضان
شیخ اجل سعدی شیرازی:
کسان که در رمضان چنگ می شکستندی
نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند
شاطر عباس صبوحی:
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
روزه
روزه در قرآن کریم " صوم" نامیده می شود. این لغت در معنی به مفهوم امساک و خودداری از هر فعلی است و در اصطلاح فقهی به مجموع امساکهای خاصی اطلاق می گردد که در زمان معینی واقع شود.
روزه ماه مبارک رمضان بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. در خصوص مزایای روزه از لحاظ پزشکی، روانپزشکی و.. سخن بسیار گفته شده است و فواید بی شماری در این مورد ذکر نموده اند، لیک این مفهوم در ادب پارسی مضامین بسیار نغز و دلنشینی را آفریده است که به گلچینی از این داستان بسنده می کنیم:
حکیم ابولقاسم فردوسی طوسی:
همان بر دل هر کسی بوده دوست
نماز شب و روزه آیین اوست
حکیم ناصر خسرو قبادیانی:
چون روزه ندانی که چه چیز است چه سود است
بیهوده همه روز تو را بودن ناهار
خاقانی شروانی:
چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه
که مریم عور بود و روح تنها
سعدی شیرازی:
که سلطان از این روزه آیا چه خواست
که افطار او عید طفلان ماست !
خواجه حافظ شیرازی:
ثواب روزه و حج قبول، آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
فرخی سیستانی:
به فال نیک تو را ماه روزه روی نمود
تو دور باش و چنین روزه صد هزار گذار
مسعود سعد سلمان:
نزد خداوند عرش بادا مقبول
طاعت خیر تو و صیام و قیامت
مولانا جلال الدین محمد مولوی:
نی تو را هر شب مناجات و قیام
نی تو را در روزه پرهیز و صیام
حکیم اوحدی مراغه ای:
روزه دار و به دیگران بخوران
نه مخور روز و شب شکم بدران
امیر خسرو دهلوی:
نی کار مرد روزه همت شکستن است
گر خضر آبش آرد عیش جوان کشد
در " ترجمان القرآن جرجانی " شب قدر، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است. صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گوید: شب قدر، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد.
به گزارش مهر، در " التفهیم بیرونی " آمده است: " واندر ماه رمضان لیله القدر است، آنک جلالت او راه به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاقهای این دهه." لیله القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است.شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسانهاست و درخصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام واز عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) رسم بر آن بوده است که شبهای قدر را " احیا " بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن منجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند.
در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر زا هزار ماه " لیله القدر خیر من الف شهر " و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.
در آیه نخست سوره مبارکه " قدر " نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است: " انا انزلنا فی لیله القدر " در " تفسیر ابولفتح رازی " پیرامون شب قدر آمده است: شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله " فی لیله مبارکه " هم این شب است و...
سخن در باب لیله القدر (شب قدر) بسیار است و در کتب تفاسیر درباره کیفیت و نزول رحمت و برکت در این شب استثنایی احادیث و روایات بسیار قابل تاملی ذکر شده است واما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که میراث داران و پاسداران حریم فرهنگ و معارف عالیه اسلامی هستند، حکایت شب قدر حکایتی بس شگفت و تفکر برانگیزی است.
حکایتی که با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون می کند.این اشعار که بر اساس آیات، احادیث و روایات سروده شده است همچون بارقه های آسمانی بر دل و جان شیفتگان می تابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن می سازد.
حکیم رودکی سمرقندی:
شب عاشقت لیله القدر است
چون تو بیرون کنی رخ از جلبیت
منوچهری دامغانی:
با رنگ و نگار جنت العدنی
با نور و ضیاء لیله القدری
شیخ اجل سعدی شیرازی:
تورا قدر اگر کس نداند چه غم
شب قدر را می ندانند هم
خواجه حافظ شیرازی:
شب قدر است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
عارفان درباره شب قدر گفته اند که این شب، شبی است که سالکان را به تجلی خاص مشرف گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتدای وصول سالک باشد یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت:
در شب قدر قدر خود را دان
روز در معرفت سخن میران
افطار " روزه گشودن "
افطار در لغت به معنای روزه گشودن است و زمان روزه گشودن هنگامی است که شرع مقرر نموده است. زمان و سفره افطار دارای معنویت خاصی است و از روحانیت و صفای مخصوصی برخوردار است و به راستی گرد آمدن به سر سفره افطار دارای حال وهوای دلپذیری است که حکایت از رحمت بی منتهای پروردگار رحمان دارد.
یکی از سفارشهای مهم اسلامی دستگیری از مستمندان و محرومان است و دیگر سفارش مهم این دین آسمانی " صله رحم " و برقراری روابط صمیمانه با اقوام و نزدیکان است که بسیار مستحب شمرده شده است، بدین ترتیب " افطاری دادن " در ماه مبارک رمضان آیت دیگری بر رحمت بی پایان خداوند رحیم است که موجب نزدیکی دلها و استواری پیوندها می گردد.
این سنت حسنه همچنین در ابعاد اجتماعی نمایانگر روح همنوایی با مستضعفان و مددکاری از محرومان می باشد.لحظه شیرین افطار کردن که همراه با آداب و ذکر و مناجات است، در کلام سخنوران ادب پارسی نیز از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است.تا بدانجا که در برخی سروده ها از آن در قالب تغزل یاد شده است شاعر در توصیف زیباترین لحظات زندگی از این مفهوم استفاده نموده است:
کلیم کاشانی:
خمار باده در چشمم سیه کرده عالم را
بیا ساقی که وقت شام باید روزه واکردن
خاقانی شروانی:
اشک چشمم در دهان افتد گه افطار از آنک
جزکه آب گرم پستی نگذرد از نای من
ملاطغرا:
غم روزه برمن بسی بارکرد
چو ساغر به می باید افطار کرد
شیخ اجل سعدی شیرازی:
بگفت ای فلان ترک آزار کن
یک امشب به نزد من افطار کن
در معنای " سحر " آورده اند که وقت آخر شب و زمان پیش از صبح و برخی شراح نوشته اند که سحر سپیدی است که بالای سیاهی باشد و یا سپیدی است که بر سیاهی برآید.
به گزارش مهر، سحرگاهان ماه مبارک رمضان از آنجا که نقطه آغازی است برای شروع روزی همراه با ستیز با هواهای نفسانی و خودسازی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
نشستن بر سر سفره سحری که همراه با آداب و تشریفات خاصی است بسیار دل انگیز و روح نواز است.خصوصا این لحظات برای کودکان و نوجوانان بسیار زیبا و خاطره انگیز است و رایحه دلپذیر رحمت بی انتها ایزدمنان در چنین فضایی ملکوتی غیر قابل انکار است.
اذان صبح هنگامه امساک است و سپس نماز و نیایش به درگاه معبود.و در روایات آمده است که این لحظات بهترین اوقات برای مستجاب شدن دعاهای خیر است و درهای آسمان در این اوقات بر روی بندگان صالح و مومن باز می شود و باران رحمت الهی بر زمین نازل می گردد.
در شعر سخنوران ادبیات فارسی همواره هنگامه پر رمز و راز سحرگاهان از جلوه جذاب و دلنشینی بهره گرفته است.فرصتی که فاصله زمین از آسمان به حداقل ممکن می رسد و ملائک برای دیدار صالحان به زمین می شتابند:
خواجه حافظ شیرازی:
من آن مرغم که هر شام و سحرگاه
زبام عرش می آید صفیرم
خاقانی شیروانی:
هر سحرگاهش دعای صدق ران
پس به سویش عرش فرسایی فرست
خسروانی:
دلخسته و مجروحم و پی خسته و گمراه
گریان به سپیده دم ونالان به سحرگاه
آغاجی:
عهده و میثاق باز تازه کنیم
از سحرگاه تا به وقت نماز
سنایی غزنوی:
آنچه یک پیرزن کند به سحر
نکند صد هزار تیر و تبر
سوزنی سمرقندی:
به دعای سحر گهانه تو را
برساند به من خداوندم
شیخ اجل سعدی شیرازی:
به فلک می رود آه سحر از سینه من
تو همی برنکنی دیده زخواب سحری
عید رمضان " فطر "
درمعنی " فطر " در " اقرب الموارد " آمده است که عید روزه گشادن، جشنی که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند.
عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است.در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک، سپاس می گویند.بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت " فطریه " به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است.
با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد.در گنجینه ادب پارسی درباره این واقعه اشعار بسیار دل انگیزی سروده شده است که حکایت از منزلت این عید سعید دارد، عیدی که جشن پیروزی بر نفس سرکش است.از آن جا که " فطر " پایان " صوم " است به عید فطر عید صیام نیز گفته شده است وتبریک و تهنیت این روز همچون دیگر اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته شده است:
فرخی سیستانی:
عید قربان بر او مبارک باد
خاقانی شروانی:
گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر
بیرون از این دو عید چه عیدست دیگرش
رودکی سمرقندی:
روزه به پایان رسید و آمد نو عید
هر روز بر آسمانت باد امروا
منوچهری دامغانی:
برآمدن عید و برون رفتن روزه
ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه
خواجه شمس الدین محمد حافظ:
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن وعید صیام است
مسعود سعد سلمان:
ای خداوند عید روزه گشای
بر تو فرخنده شد چو فر همای
در سحر گاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری، مولای متقیان حضرت امام علی بن ابیطالب (ع) هنگام نماز و در حالت سجده مورد اصابت شمشیر زهرآگین یکی از خوارج با نام عبدالرحمن بن ملجم مرادی قرار می گیرند.
به گزارش مهر، امام (ع) بر اثر همین ضربت ناجوانمردانه در روز بیست و یکم ماه رمضان به شهادت می رسند، اما داغ این شهادت جانگداز هیچگاه با مرور زمان تسکین نیافت و شیعیان و شیفتگان آن پیشوای بر حق همه ساله در این ایام که مصادف با شبهای قدر است به عزاداری می پردازند.
مراسم سوگواری برای شهادت جانسوز آن حضرت معمولا از شب نوزدهم ماه مبارک رمضان آغاز و تا بیست و دوم این ماه ادامه می یابد و در این ایام گویی آن واقعه شگفت دوباره جانی تازه می گیرد.بی تردید این ایام از معنوی ترین روزهای ماه مبارک رمضان است که از یک سو احتمال شب قدر و از سوی دیگر عطر ملکوتی یاد امام العارفین(ع)، چنین فضای روحانی را پدید می آورد.
در مجالسی که همه ساله به همین مناسبت برگزار می شود مداحان با قرائت اشعار مرثیه و نیز اشعاری که در خصوص کرامات و فضایل آن حضرت سروده شده است به محافل جلوه ای آسمانی می بخشند.موضوع این اشعار غالبا ترسیم واقعه ضربت خوردن آن حضرت و وقایعی است که تا هنگام شهادت و دیدارمعبود، روی داده است. همچنین ساده زیستی و دستگیری ایشان از محرومان و مستضعفان، روزه داری و افطار ساده حضرت و کمک به ایتام و... می باشد:
استاد محمد حسین شهریار:
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است
روزه داری که به مهر اسحار
بشکند نان جوین افطار...
افشین علا:
توی سفره اش علی (ع)
شربت خنک نداشت
در کنار نان جو
او به جز نمک نداشت
زرق و برق سفره ها
کم نمی شود ولی
کاش زندگی کنیم
مثل حضرت علی (ع)
حمید هنرجو:
نیمه شبهای علی آکنده است
از مناجات و دعا و زمزمه
آسمان خانه اش بارانی است
هر سحر، از غصه های فاطمه
باز هم می آید و در گوش چاه
مثل هرشب، درد دلها کرده است
آه، می دانم علی با نان خشک
باز امشب روزه را وا کرده است
حضرت امام حسن مجتبی (ع) در روز سه شنبه پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در مدینه طیبه دیده به جهان گشود. از این رو به میمنت خجسته زاد روز فرخنده این امام همام، او را مولود نیمه رمضان یاد کرده اند و شیعیان همه ساله ولادت با سعادت آن حضرت را در پانزدهم ماه رمضان جشن می گیرند و با برپایی مجالس با شکوهی به مولودی خوانی و ذکر فضایل دومین پیشوای شیعیان جهان می پردازند.
بدین ترتیب ماه مبارک رمضان با نام سبط اکبر حضرت امام حسن بن علی (ع) پیوندی خجسته دارد و روز پانزدهم این ماه در نزد شیعیان از جایگاه و منزلت والایی برخوردار است.این نکته در اشعار سخنوران ادب پارسی نیز به شکل دل انگیزی تبلور یافته است:
محمد جواد قائمی:
امروز امیر ما سوی می آید
مرآت نبی مصطفی (ص) می آید
علی اکبرپیروی:
چون شب نیمه مه رمضان
شب میلاد مجتبی (ع) باشد
دکتر قاسم رسا:
از حریم فاطمه (س) در نیمه ماه صیام
چهره ماه حسن (ع) تابید با وجه تمام
ریاضی یزدی:
نور افشان شد زدو سو
در دو افق تافت دو خورشید جان
وحی خدا، از افق ایزدی
نور حسن، از افق احمدی
نکته بسیار مهم و قابل تامل دیگر در خصوص ماه مبارک رمضان، تاثیر غیر قابل انکار این ماه بر شاعران است.چه بسیار اشعاری که در این ایام سروده شده، اما هیچ اشاره مستقیمی به رمضان، روزه، افطار و... نشده است، اما به برکت روحانیت این ماه از حال و هوایی ملکوتی بهره مند است.شاید اگر تاریخ سرودن هر شعری در پای آن ثبت شده بود به سادگی تاثیر شگفت انگیز این ماه را می توانستیم به تحقیق دریابیم.
اما متاسفانه بسیاری از اشعار فاقد تاریخ سرایش هستند و این امر تحقیق در این باره را قدری دشوار می نمایاند، اما تلویحا از حال و هوای اشعار تا حدودی می توان به زمان سرایش آن پی برد.
غالبا اشعاری که در ماه مبارک رمضان سروده شده است به دعا و نیایش زمزمه های سحرگاهی تمایل بیشتری دارد و از حس و حال و معنویت افزونتری برخوردار است که حکایت از اوضاع واحوال شاعر و آیینه تمام نمای تاریخ سرایش شعر می باشد.این قیاس که بر پایه تحول کیفی شاعر استوار است رهگذر مقایسه اشعار بدون تاریخ یک شاعر با اشعار دارای تاریخ شاعران دیگر و نیز با اشعاری، که دارای اشاره مستقیم به ماه رمضان است به یقین ما را رهنمون خواهد شد.
در فرهنگ عامه (فولکوریک) نیز اشعار بسیار فراوان و زیبایی در مورد جلوه های ماه مبارک رمضان وجود دارد که بر سر زبان مردم کوچه و بازار جاری است، گر چه سراینده این اشعارمشخص نیست و در کمتر کتابی به این مجموعه گرانبها که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر به ارث رسیده است، برخورد می کنیم، اما همین امر نیز حکایت از مقبولیت سخن موزون و توجه مردم جای جای این سرزمین به فرهنگ عظیم رمضان دارد ماه مبارکی که آینه تمام نمای رحمت بی انتهای الهی دارد.
ماه مبارکی که گذشت ایام جنبه ها و جلوه های افزونتری از برکات و فواید آن را برجهانیان آشکار می سازد و در ضیافت با شکوه پرودگار عالمیان، به انسان فرصت داده می شود تا از درهای آسمان که به روی او گشوده شده است وارد شود و مشمول رحمت بی پایان آفریدگار جهانیان واقع گردد.
منبع:خبرگزاری مهر
مژده ای منتظران ماه خدا امده است
ماه شبهای مناجات و دعا امده است
ماه پر مغفرت و رحمت و برکت امده
ماه زیبای عنایات خدا امده است
ماه دلدادگی بنده به معبود رسید
بر سر سفره شاهانه گدا امده است
ایکه دل خسته به وسواس شیاطین هستی
دل قوی دار بشارت زصبا امده است
رفت بی عفتی و هرزگی و بدبختی
ای گنه پیشه بیا ماه حیا امده است
ای به دام گنه افتاده رهیدن سر کن
ماه پرواز بسوی شهدا امده است
دل بیمار بیا مژده طبیب امده است
دردمندانه بیا اذن شفا امده است
حضرت دوست در این ماه تماشا دارد
یار در جلوه سر کوی وفا امده است
ان سفر کرده که سالیست از او بی خبریم
بهر شادی دل اهل بکا امده است
امده ماه خدا وقسم تنها نیست
هم رهش منتقم ال عبا امده است
الهی العفو
من وگم کرده راهی بی پناهی
من وتوبه شکستن بی شماره
من وشرمندگی واشک واهی
ندارم روی اینکه باز گویم
پذیرا شد زمن این عذر خواهی
ملائک هم زمن دلگیر هستند
شدن ازرده از این پر گناهی
گمان هرگز نمیکردم دوباره
کنی ای مهربان بر من نگاهی
ز یک لبیک تو تا حشر گویم
الهی یا الهی یا الهی
فدایت که به لطف ومهربانی
مرا بر درگه خود می کشانی
من آلوده را رسوا نکردی
گناهم دیدی وافشا نکردی
مرا تو نعمت بسیار دادی
دو چشم خیس وقلبی زار دادی
مرا کردی سرافراز دو عالم
که حب حیدر(ع) کرار دادی
علی را تو برویم نقش کردی
مرا از مهر او بسیار دادی
الهی تا دم مرگم ببینم
به من هم فرصت دیدار دادی
بخش اول كف نفس و خود نگه داري از خوردن و آشاميدن از عمل جنسي است كه از لذتهاي نفسي هستند. و هم چنين دروغ بستن به خدا و ترك امور و بعض امور ديگر كه در كتب فقهي آمده است.
بخش دوم اخلاص و نيت و قصد قربت كه در واقع به منزله روح اين عبادت است. حقيقت روزه عبارت است از كف نفس و تصميم بر خودنگهداري از لذت جوييهاي مادي ، به قصد قربت،كه خوردن و آشاميدن و عمل زناشويي و دروغ بر خدا و رسول از مفطرات آن مي باشد.
تعريفي كه در كتب فقهي درباره روزه شده اين است كه اگر كسي به قصد قربت از امور مذكور يعني : خوردن،آشاميدن و جماع و انزال مني و دروغ بر خدا و رسول و احتقان و ارتماس در آب و بقا بر جنابت، امساك و اجتناب كرد،عبادتش صحيح است و قضا و كفاره ندارد . اين روزه عوام مردم مي باشد.
البته در احاديث سطح وسيع تري مورد بحث است:روزه دار حقيقي كسي است كه تمام اعضا و جوارحش را از گناه باز دارد. اين روزه خواص بندگان خدا مي باشد.
بالاتر از اين روزه خواص خواص مي باشد و آن چنين است كه روزه دار علاوه بر ترك خوردن و آشاميدن و ترك همه گناهان قلب خود را نيز از هرفكري كه او را از ياد خدا باز مي دارد فارق سازد. همواره به ياد خدا باشد و او را حاضر و ناظر بداند.خود را مهمان خدا و آماده لقا خدا نمايد.

قال الصادق عليه السلام
اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.
امام صادق عليه السلام فرمود:
آنگاه كه روزه مىگيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزهدار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»
الكافى ج 4 ص 87، ح 1
عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها
ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
حضرت زهرا عليها السلام فرمود:
روزهدارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزهاش به چه كارش خواهد آمد.
بحار، ج 93 ص 295
قال الباقر عليه السلام
لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.
امام باقر عليه السلام فرمود:
روزه اين افراد كامل نيست:
1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.
2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.
3 - زنى كه اطاعتشوهر نكرده تا اينكه توبه كند.
4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.
بحار الانوار ج 93، ص 295.
قال اميرالمومنين عليه السلام
كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.
امام على عليه السلام فرمود:
چه بسا روزهدارى كه از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى ندارد و چه بسا شب زندهدارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمىبرد.
نهج البلاغه، حكمت 145
عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل
«واستعينوا بالصبر و الصلوة»
قال: الصبر الصوم.
امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3
قال الصادق عليه السلام
صدقه درهم افضل من صيام يوم.
امام صادق عليه السلام فرمود
يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى
الصوم لى و انا اجزى به
رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:
روزه براى من است و من پاداش آن را مىدهم.
وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقهاش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.
بحار الانوار ج 93 ص 331
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شدهاند اينان در روز قيامتسير مىشوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح2.
قال الصادق عليه السلام
من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مىگمارد تا دستبه چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.
الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247
قال الصادق عليه السلام
للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
امام صادق عليه السلام فرمود:
براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:
1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)
وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح6 و 26.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
براى بهشت درى استبنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مىشوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح31.
معانى الاخبار ص 116
قال الكاظم (عليه السلام)
دعوة الصائم تستجاب عند افطاره
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
دعاى شخص روزهدار هنگام افطار مستجاب مىشود.
بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانىاش براى شب زندهدارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مىگيرد.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.
قال الصادق (عليه السلام)
من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33
قال الكاظم (عليه السلام)
رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مىنوشاند.
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2
وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3
من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مىكند.
وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22
قال الصادق (عليه السلام)
من فطر صائما فله مثل اجره
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.
الكافى، ج 4 ص 68، ح 1
قال الكاظم (عليه السلام)
فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.
الكافى، ج 4 ص 68، ح 2
قال الصادق (عليه السلام)
من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه
امام صادق (عليه السلام)فرمود:
هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مىشود
وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5
من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9
قال اميرالمومنين
شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى
امام على (عليه السلام) فرمود:
رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانهاش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مىشود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.
بحار الانوار، ج 93، ص 344
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
اگر بنده «خدا» مىدانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مىداشت كه تمام سال، رمضان باشد.
بحار الانوار، ج 93، ص 346
قال الرضا (عليه السلام)
من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.
امام رضا (عليه السلام) فرمود:
هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.
بحار الانوار ج 93، ص 346
قال الصادق (عليه السلام)
راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مىشود.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8
قيل لابى عبد الله (عليه السلام)
كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.
از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:
چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2
قال الصادق (عليه السلام)
التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مىگيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيستسوم.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 259
عن فضيل بن يسار قال:
كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.
فضيل بن يسار گويد:
امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيستسوم ماه رمضان مشغول دعا مىشد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مىرسيد نماز صبح را مىخواند.
وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4
قال الصادق (عليه السلام)
ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.
وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح5
و اينكه فرموده : و (انا اجزى به ) اگر كلمه (اجزى ) را به صيغه معلوم بخوانيم ، يعنى من جزاى آن را مى دهم آن وقت دلالت مى كند بر اينكه در دادن اجر به بنده ، كسى ميان او و خدا فاصله و واسطه نمى شود، همانطور كه بنده هم در بندگى و عبادت خدا به وسيله روزه كسى را دخيل قرار نداد، و نگذاشت كسى از روزه داريش با خبر شود، چنانكه در باره صدقه آمده است : صدقه را تنها خدا مى گيرد، و بين صدقه دهنده و خدا كسى واسطه نيست ، و در قرآن هم آمده : و (ياخذ الصدقات ) و اما اگر (اجزى ) را به صيغه مجهول بخوانيم ، معنايش اين مى شود: (خود من جزاى روزه قرار مى گيرم ) آن وقت عبارت كنايه مى شود از نزديكى روزه دار به خداى تعالى .
(دو روايت در كيفيت روزه گرفتن پيامبر اسلام (ص ))
مراد از حديث قدسى : روزه فقط براى من است و من جزاى آن هستم (يا جزاى آنرا ميدهم )
و در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در اوائل بعثت مدتى پشت سر هم روزه مى گرفت ، بطوريكه اشخاص مطلع مى گفتند ديگر ترك نمى كند و سپس مدتى روزه را ترك مى كرد بطوريكه اشخاص مى گفتند ديگر روزه نمى گيرد، بعد از مدتى اين رسم را رها كرد، يك روز روزه مى گرفت ، و يك روز افطار مى كرد، كه اين همان روزه داوود پيغمبر است ، بعد از مدتى اين رسم را كنار گذاشت ، و در هر ماه ايام البيض آن ماه يعنى (سيزده و چهارده و پانزدهم )
آن را روزه مى گرفت ، و سپس اين را هم ترك كرد، و در هر ده روز دو پنجشنبه و بين آن دو يك چهارشنبه روزه مى گرفت ، و اين رسم را تا آخر عمر ادامه داد.
و از عنبسه العابد روايت شده كه گفت : رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ايامى كه از دنيا رفت ، در اين رسم و برنامة بود كه همه ساله شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزه مى گرفت .
مؤ لف : اخبار از طريق اهل بيت (عليه السلام ) در اين باب بسيار است ، و اين همان روزه سنتى است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى گرفت و گرنه روزه واجب تنها همان روزه رمضان است .
رواياتى از امام صادق (ع ) در ذيل آيه (اكتب عليكم الصيام )
و در تفسير عياشى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در تفسير آيه : (يا ايهاالذّين آمنوا كتب عليكم الصيام ) فرموده : اين مخصوص است .
و از جميل روايت آورده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) از معناى آيه : (يا ايهاالذّين آمنوا كتب عليكم الصّيام )، و (ياايهاالذّين آمنوا كتب عليكم القتال ) پرسيدم ، فرمود: همه اين خطاب ها شامل حال گمراهان و منافقين و خلاصه تمامى افرادى كه به ظاهر شهادت به توحيد و نبوت و معاد داده اند مى شود.
و در فقيه از حفص روايت كرده كه گفت از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم مى فرمود: روزه ماه رمضان قبل از امت اسلام بر هيچ امتى واجب نبود، عرضه داشتم : پس اينكه خداى عزوجل مى فرمايد: (يا ايهاالذّين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذّين من قبلكم ) چيست ؟ فرمود: بله ماه رمضان قبل از امت اسلام روزه اش واجب بوده ، اما نه بر امتها بلكه تنها بر انبياى آنان ، خداوند امت اسلام را بر ساير امم برترى داده ، چيزى را كه بر رسول خود واجب كرده بود بر امتش هم واجب فرمود.
مؤ لف : اين روايت به خاطر اينكه اسماعيل بن محمد در سند آن هست ضعيف است ، و اين معنا در روايتى ديگر از عالم (عليه السلام ) آمده كه آنهم مرسل است ، يعنى اصلا سندش ذكر نشده ، و به نظر مى رسد هر دو روايت يكى باشد، و به هر حال از اخبار آحاد است ، و ظاهر آيه هم مساعد با اين نيست كه مراد از جمله (كما كتب على الذّين من مقام مقام زمينه چينى و تشويق و ترغيب بوده ، تصريح به اسم آن انبيا از كنايه بهتر و مؤ ثرتر بود، و خدا دانا است .
منبع : المیزان
از حضرت محمد (ص) روایت شده است : با تشنگی و گرسنگی با نفسهایتان مبارزه کنید همانا پاداش این کار همانند پاداش مبارزه در راه خداست. و عملی دوست داشتنی تر از گرسنگی و تشنگی در راه خدا نیست. و هم چنین فرمودند : برترین شما روز قیامت در نزد خدا کسی است که گرسنگی بیشتری کشیده باشد و در خداوند متعال تفکر بیشتری نموده باشد.
حضرت محمد (ص) می فرمایند: کسی که ماه رمضان را بگذراند و آمرزیده نشود، خدا او را نیامرزد.
منبع : المراقبات آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (ره)
2- تواضع و از بین رفتن سرمستی و ناسپاسی که منشا سرکشی است؛وقتی نفس خوار شد در مقابل پروردگارش خاضع شده و دست از ناسپاسی برمی دارد.
3- شکستن شدت شهوات و نیروهایی است که باعث انجام گناهان کبیره شده و باعث هلاک انسان می شوند.چون بیشتر گناهان کبیره از شهوت سخن گفتن و شهوت جنسی به وجود می آید و کم کردن این دو باعث مصون ماندن از خطرها می گردد.
4- آمادگی برای انجام عبادتها : به دلیل کم احتیاجی به تخلی و بدست آوردن غذا و کمتر بیمار شدن به بیماریهای مختلف است.
5- توانایی برای انجام تمام عبادتهای مالی : توانایی برای میهمانی دادن،هدیه دادن ، احسان و نیکی رفتن به حج و زیارت و بالاخره انجام تمام عبادات مالی است.
منبع : کتاب المراقبات/مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)